9 سال از نخستین حضور گذشت...

گفتوگو با فاطمه آقامحمد ـ نخستین رابط ناشنوایان در تلویزیون
«اتحادیه تلویزیونهای جهان بر استفاده از رابط ناشنوایان تاكید دارند»
فاطمه آقا محمد، نخستین رابط ناشنوایان است كه 9 سال قبل در تلویزیون ایران مشغول به كار شد؛ او كه در هر چند جملهای كه بیان میكند، نام و یاد خدا را به زبان میآورد، در گفتوگویی تلفنی كه تا رسیدن به شبكه خبر و حضور در بخش خبری ساعت 16 با خبرنگار ایسنا به طول انجامید، از پیشینهی این حرفه در تلویزیون ایران سخن گفت.
این رابط ناشنوایان همچنین درباره لزوم نهادینه شدن این مقوله در رسانهی ملی جملاتی را بیان كرد و این كه به رغم پیشتاز بودن ایران در میان كشورهای همسایه، هنوزهم خلاءهایی در این بخش وجود دارد.
فاطمه آقامحمد ، دربارهی ضرورت نهادینه شدن استفاده از رابط ناشنوایان در برنامههای تلویزیونی خاطرنشان كرد: اتحادیه رادیو و تلویزیونهای آسیا و اقیانوسیه (ABU) و همچنین اتحادیه رادیو و تلویزیونهای اروپا(EBU) بر استفاده از رابط ناشنوایان و زیرنویس در تلویزیونهای دولتی تاكید دارند. البته خوشبختانه افزون بر 9 سال است كه این امر در تلویزیون ما هم دنبال میشود، اما هنوز نهادینه نشده است.
وی ابراز امیدواری كرد كه زمانی فرا برسد كه رابطههای ناشنوایان بتوانند در نشستی صمیمانه با رییس سازمان صدا و سیما این مقوله را در رسانهِ ملی نهادینه كنند.
فاطمه آقامحمد با اشاره به تعداد انگشت شمار رابطان ناشنوایان در كشور، خاطرنشان كرد: در حال حاضر آموزش رابطان ناشنوایان از طریق فرد به فرد و همچنین از سوی برخی نهادهای غیردولتی(NGO ) مسیر است.
وی در این باره گفت: هنوز هم هر هفته برای دنبال كردن حرفهیی این مقوله، جلساتی را برگزار كرده و مسائل و مشكلات را در این جلسات بررسی میكنیم.
وی در پاسخ به پرسش ایسنا درباره پیشنیه استفاده از رابط ناشنوایان در برنامههای تلویزیونی ایران یادآور شد: این اتفاق برای نخستین بار در مهرماه سال 1377، در شبكه تهران و در زمان مدیریت آقای بهروزمفید تحقق یافت؛ البته پیش از این نیز مسوولان توانبخشی سازمان بهزیستی سعی كرده بودند سازمان صدا و سیما را به استفاده از رابط ناشنوایان متقاعد كنند، اما موفق به این كار نشده بودند.
وی ادامه داد: انتصاب یكی از مدیران سازمان صدا و سیما (آقای جعفرینیا) در سمت مدیر كل حوزه توانبخشی و نفوذی كه ایشان در صدا و سیما داشتند، سرانجام باعث شد كه در روز ناشنوایان شبكه تهران برای نخستین بار از رابط ناشنوایان در برنامههایش استفاده كند.
به گفتهی این رابط ناشنوایان، در این روز تنها قرار بود استفاده از رابط به اعلام برنامهها محدود شود؛ اما مدیر شبكه تهران با دیدن این برنامه تصمیم گرفتند كه در آن روز تمامی برنامهها با حضور رابط ناشنوایان به روی آنتن برود.
وی یادآور شد كه در مهر ماه سال 77 كه همانند امروز با روز ناشنوایان مصادف بود، و 12 ساعت تمام به عنوان رابط ناشنوایان مقابل دوربین رفت كه هنوز هم برای خودش غیر قابل تصور است.
فاطمه آقامحمد با بیان این كه در حال حاضر اكثر شبكههای تلویزیونی دنیا برای برخی بخشهای خبری از رابط ناشنوایان استفاده میكنند، خاطرنشان كرد: كشور ایران در بین كشورهای همسایه در این زمینه پیشتاز است؛ البته كشوری مانند ژاپن بسیار از ما جلوتر است.
به گفتهی وی ایران نخستین كشور در سطح جهان بوده كه برای سریالها نیز از رابط ناشنویان استفاده كرده است.
وی یادآور شد: این اتفاق برای نخستین بار با سریال «روزگار جوانی» در شبكه تهران به تحقق پیوست.
آقا محمد با اشاره به فقدان استفاده از رابط ناشنویان در برنامههای كودك، تصریح كرد: مدتی این كار در شبكه اول انجام شد، اما برخوردهای سلیقهای باعث شد به ثمر نرسد.
این رابط ناشنوایان با تاكید بر لزوم استفاده از رابط در برنامههای تلویزیونی، استفاده از
زیرنویس را هم برای برخی برنامهها ضروری دانست؛ اتفاقی كه به گفتهی وی تا كنون در تلویزیون ما تحقق نیافته است.
وی استفاده از زیرنویس مخصوص ناشنوایان را به انجام كارهای كارشناسی منوط دانست درعین حال افزود: اولویت ما استفاده از رابط ناشنوایان است؛ چرا كه برای هر قشر و گروه سنی قابل استفاده است. حالات مختلف چهره رابط ناشنوایان باعث ارتباط رودرو میشود و مفاهیم نیز از این طریق برای ناشنوا قابل دركتر است.
فاطمه آقا محمد در پایان این گفتوگو در پاسخ به این پرسش ایسنا كه آیا در حال حاضر تعداد رابطین ناشنوایان در صدا وسیما كافی است، گفت: با توجه به برنامههای موجود این تعداد رابط كافی است؛ اما در تمام دنیا رابط مانند وكیلی است كه حل مسائل حقوقی، اجتماعی و غیره ناشنوا را نیز برعهده دارد.
منبع : ایسنا
«بچههای ابدی» تازهترین فیلم پوران درخشنده كه هم اكنون بر پرده سینماهاست، در كنار 2فیلم «رابطه» و «پرنده كوچك خوشبختی» از دلمشغولیهای این فیلمساز در ترسیم مشكلات نوجوانان دچار معلولیت جسمی و ذهنی خبر میدهد.

این تلاش در میانه فیلمهایی كه یا صرفا به قصد فتح گیشه یا با نیت كسب جایزه از جشنوارههای خارجی ساخته میشود؛ ارزشمند است. درخشنده به عنوان سازنده ملودرامهای اخلاقی،از معدود چهرههای فعال نسلی است كه در دهه 60 به سینما آمدند و به ساخت آثار آموزنده و هشدار دهنده پرداختند.
در این سالها بسیاری از این سینماگران، یا كنار رفتند یا تغییر مسیر دادند. درخشنده اما با «بچههای ابدی» نشان میدهد كه همچنان به ادامه این مسیر علاقمند است. هرچند او پس از بیست و چند سال فیلمسازی، هنوز ابایی از این ندارد كه فرم را فدای محتوا كند.
پوران درخشنده، اولین فیلمساز زن سینمای ایران در سالهای پس از انقلاب است. او پیش از رخشان بنیاعتماد و تهمینه میلانی به سینما آمد و فیلم «رابطه» را جلوی دوربین برد. اتفاقاً اولین فیلم او نسبت به اولین فیلم بنیاعتماد و میلانی، فیلم بهتر و خوش پرداختتری هم بود.«رابطه» فیلمی ساده و روان بود با موضوعی كه تاكنون سینمای ایران به آن نپرداخته بود. درخشنده در اولین ساخته سینماییاش بر كاراكتر نوجوانی ناشنوا متمركز شد كه با محیط و آدمهای پیرامونش دچار چالش میشود.
چالشی كه حاصل سامان نیافتن ارتباطی سالم بود. پیدا بود كه فیلمساز به دنبال ایجاد حس همذات پنداری مخاطب با نوجوان ناشنواست و به مدد پرداختی روان و ساده در این زمینه نیز به توفیق دست مییافت.
در پس این سادگی، نوعی صمیمیت نیز حس میشد كه به مذاق منتقدان سینمایی دهه 60 نیز خوش میآمد. فیلمسازی زن به میدان آمده بود و با نگاهی شفقتآمیز و مادرانه معضلات نوجوان دچار معلولیت جسمی را به تصویر كشیده بود كه نمونههای مشابه فراوانی در جامعه داشت. رویكرد اخلاقی فیلمساز، در نهایت و به دنبال راهكاری برای حل معضلی كه دستمایه اثر بود، از سوء تفاهم به تفاهم و از عدم ارتباط به ارتباط میرسید.
در «پرنده كوچك خوشبختی» درخشنده باز هم سراغ نوجوانی دچار معلولیت جسمی رفت. با این تفاوت كه این بار به قصد برقراری ارتباط با مخاطب گستردهتر، سادگی جای خود را به رگههای پر رنگ ملودراماتیك داده بود.
به خصوص اینكه فیلم در دورانی ساخته شد كه ملودرامهای خانوادگی، محبوبترین ژانر میان سینماروهای ایرانی بودند و «پرنده ...» خود از آثار جریان ساز این گونه در سینمای دهه60، به شمار میرفت. فیلمی كه به یكی از آثار پرفروش دهه 60 تبدیل شد و هنوز پرمخاطبترین فیلم سازندهاش محسوب میشود.
درخشنده پس از «پرنده كوچك خوشبختی» كارنامه پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشت و پس از فیلم ناموفق «زمان از دست رفته» وقفههایی طولانی میان فیلمهایش افتاد. كوشش برای ساخت پروژهای بلند پروازانه كه قرار بود پاسخی به فیلم ضد ایرانی«بدون دخترم هرگز» باشد پس از اینكه سالها وقت و انرژی درخشنده را گرفت در نهایت به «عشق بدون مرز» انجامید.
در ابتدای دهه 80 و در شرایطی كه چند سالی بود، ساخت فیلمهای جوان پسند رواج یافته بود، درخشنده «شمعی در باد» را به عنوان ملودرامی اجتماعی جلوی دوربین برد. فیلمی در باب مضررات اعتیاد جوانان كه پرداخت آشفتهای داشت و در فواصل مختلف تغییر لحن میداد.
استفاده از بازیگران نوجوان «رابطه» و «پرنده كوچك خوشبختی» در نقشهای كوتاه نیز، بیشتر حكم عكس یادگاری از دوران موفق درخشنده داشت. «رویای خیس» قرار بود با پرداختن به معضلات نوجوان جامعه امروز، عشقی تراژیك را به تصویر بكشد. منتها ضعف فیلمنامه در نهایت آن را به فیلمی كشدار و ملالآور تبدیل كرد و نتیجه اینكه این بار توفیق تجاری «شمعی در باد» تكرار نشد.
«بچههای ابدی» 2 دهه پس از «پرنده كوچك خوشبختی»، از بازگشت سازندهاش به دغدغههایی حكایت میكند كه در2 فیلم اول درخشنده مهمترین وجه تمایز آنها از دیگر ملودرامهای دهه 60 بود.
ضمن اینكه تداوم نگاهی اخلاق گرایانه ( كه میشود آن را تقریباً در تمام فیلمهای درخشنده مشاهده كرد) از تعهد اخلاقی–اجتماعی فیلمساز در بیان معضلات اجتماعی و كوشش برای یافتن راهكاری برای این معضلات خبر میدهد. علی كاراكتر اصلی فیلم «بچههای ابدی» یك نوجوان سندروم دان است كه درخشنده كوشیده تا تصویری ملموس و باور پذیر از او ارائه كند.
او كه قبلا در «رابطه» و «پرنده كوچك خوشبختی» تبحر خود را در كار با نوجوانان دچار معلولیت نشان داده، در اینجا هم بازی خوبی از نوجوان مبتلا به سندروم دان گرفته است. علی نوجوانی كه با برادرش ایمان زندگی میكند و گره دراماتیك اثر در جایی شكل میگیرد كه ایمان قصد ازدواج دارد و شرط اصلی ازدواجش هم پذیرش علی از سوی دختر مورد علاقهاش است.
اگر در «رابطه» درخشنده، همه چیز را بر مبنای نوجوان ناشنوا شكل میداد، در این جا در بسیاری از لحظات فیلم، این آدمهای دیگر درام هستند كه در كانون توجه فیلمساز قرار میگیرند. اتفاقی كه شاید مهمترین دلیلش افزودن جذابیتهای بیشتر به فیلم بوده ولی فیلمساز را از هدف اصلیاش كه پرداختن به بچههای ابدی بوده، دور نگاه داشته است.
مشكل دیگر فیلم، نگاه سیاه و سفید فیلمساز به آدمهاست.
نوعی مطلقنگری كه البته نمونههایش را میتوان در دیگر ساختههای درخشنده هم مشاهده كرده. نگاهی كه به نظر میرسد بیشتر برخاسته از نگرشی احساسات گرایانه باشد كه براساس آن گویی برای نشان دادن مظلومیت یك كاراكتر باید اغلب آدمهای اطرافش را ظالم نشان داد.
درخشنده در «بچههای ابدی» میان مایههای مختلف در نوسان بوده و این در نهایت به ساختاری متزلزل انجامیده است. به همین دلیل است كه فیلم چندپاره از كار درآمده. این گونه است كه بدون فراهم كردن بستر لازم و بدون پیش زمینه ، «بچههای ابدی» از فضای ملودرام، با فرار نوجوان مبتلا به سندروم دان از آسایشگاه تغییر لحن میدهد و سمت و سوی آثاری اجتماعی، آن هم لحنی ناتورالیستی به خود میگیرد.
این البته از معدود قسمتهای فیلم است كه در آن كوشیده شده تا تصویری از تهران امروز و معضلاتش ارائه شود و در آن، هم فضاسازی كارگردان تقریباً قابل قبول است و هم اینكه بازی خوب پانتهآ بهرام به قوت این سكانسها یاری رسانده است. منتها این تصویر شرایط اجتماعی، ارتباطی معنادار با آنچه فیلمساز پیش و پس از آن به نمایش گذاشته و میگذارد، نمییابد و در نهایت چیزی جز جزیرهای تك افتاده از جهان اثری نیست.
پوران درخشنده در مقام كارگردان شاغل در سینمای بدنه ایران، فیلمساز بدی نیست و این را نه امروز كه سالها پیش و با همان ساخته اولش «رابطه» ثابت كرده است. آنچه بیشترین لطمه را به «بچههای ابدی» و دیگر ساختههایش زده، فیلمنامههای ضعیفی است كه او آنها را برای ساخت انتخاب میكند.
فیلمنامههایی كه با تمام تفاوتهایشان یك ویژگی مشترك دارند و آن لحن اغراق آمیزشان است. اغراقهایی كه دامنهشان از «پرنده كوچك خوشبختی» تا «بچههای ابدی» ادامه یافته است. شاید به این دلیل كه درخشنده -به شهادت آثارش – به تاثیرگذاری احساسی و لحظهای مخاطب میاندیشد تا برانگیختن تاثر عاطفی عمیق و ماندگار.
منبع : همشهری
![]()
ناشنوايان عزيزمخصوصا ً آنهايي كه ناشنوايي مادرزادي ندارند و به كلمات مسلط هستند اگر دوستدار فيلمهاي زير نويس فارسي هستيد

به شما مژده![]()
مي دهم از امشب شبكه GEM.TV كه برروي ماهواره هاتبرد برنامه دارد ساعت 9:30دقيقه به وقت ايران فيلمهاي سينمايي با زير نويس فارسي پخش مي كند براي دريافت شبكه به فركانس روي عكس توجه كنيد .

يکي از 4 داستان اصلي در فيلم تحسين شده «بابل» ، ساخته آلخاندرو گونزالز در ژاپن مي گذرد ، جايي که دختري به نام چيکو در توکيو بشدت احساس انزوا مي کند و پس از مرگ مادرش شرايط سختي را مي گذراند.
ايفاگر نقش چيکو ، «رينکو کيکوچي» هنرپيشه 26 ساله ژاپني است که قبلا در چند فيلم ژاپني نقشهاي کوتاهي را قبول کرده بود.او براي بازي در فيلم بابل نامزد دريافت جوايز گوي طلايي و انجمن منتقدان لندن شده است و در اين گفتگو از اين فيلم و تجربه نامتعارفش مي گويد:
![]()
شما نقشهاي کوتاهي در فيلمهاي ژاپني داشتيد ، چطور شد براي اين فيلم انتخاب شديد؟
دوستم به من اطلاع داد که براي فيلم «بابل» تست بازيگري مي گيرند و از من خواست با تهيه کننده فيلم تماس بگيرم و درباره جزييات آن بپرسم.
آيا با شخصيت تان در فيلم از پيش آشنايي داشتيد؟
من يک نوار ويدئويي از آلخاندرو دريافت کردم که در آن يکي از اولين صحنه هاي فيلم وجود داشت جايي که پدر و دختر در خودرويي مشغول صحبت هستند. بنابراين من پيش از اين که براي تست بروم ، تحقيقاتي را درباره اين نقش انجام دادم و به مدرسه ناشنوايان رفتم و مدتي را با دختران ناشنوا گذراندم.
شما زبان اشاره را براي اين فيلم آموختيد؟
بله ، من در مراحل پيش توليد فيلم که حدود يک سال بود اين زبان را آموختم.
به نظر شما ، چرا بايد آلخاندرو گونزالز به ژاپن بيايد و اين داستان را با هنرپيشه هاي ژاپني کارگرداني کند؟
اولين چيزي که در اين خصوص به ذهنم خطور کرد ، اين بود که شايد او مي خواهد اين بخش فيلم به زبان اشاره باشد و حتي به نظر او زبان اشاره بسيار قوي تر از زبانهاي زنده دنياست. او اين بخش را با دقت زيرنظر داشت و تمامي حرکات دست و صورت ما را مدنظر داشت.
آيا از 3 داستان ديگر فيلم در خلال کار اطلاع داشتيد؟
خير ، من از محتواي داستان ها و لوکيشن آنها اطلاعي نداشتم.
آيا از قبول چنين نقشي هيجان زده نبوديد ؛ چرا که تجربه بازي در چنين سطحي را قبلا نداشتيد؟
در طول يک سال مرحله پيش توليد ، هميشه احساس مي کردم که شخصيت چيکو به مرور در من به وجود مي آيد و اين تجربه فوق العاده اي براي من خواهد بود. من از قبول اين نقش بشدت شادمان بودم و هميشه به هرچه بهتر ارائه کردن آن فکر مي کردم.
آيا شرايط شخصيت شما با شرايط نوجوانان ژاپني شباهتي دارد؟
فکر مي کنم کودکاني از اين دست در سرتاسر جهان زندگي مي کنند و در توکيو نيز افراد گوناگوني زندگي مي کنند و شما مي توانيد اين تنوع را در کافه جي پاپ در توکيو مشاهده کنيد. البته در فيلم درباره فرهنگ جوانان مسائل زيادي مطرح نمي شود ؛ اما فکر مي کنم ديدگاه کارگردان نسبت به مسائلي که در ژاپن براي نوجوانان و جوانان رخ مي دهد ، بسيار مهم است.
بازي شما در فيلم مورد توجه منتقدان قرار گرفت. آيا انتظار چنين واکنش هايي را داشتيد؟
من از اين ميزان استقبال شگفت زده شدم و سعي مي کنم تمرکزم را در فعاليت هاي بعدي هنري ام حفظ کنم.
شما با آدريانا برازا از اين فيلم در مراسم گوي طلايي نامزد بوديد ، گرچه در دو داستان مختلف بازي مي کنيد!
بله ، ما در بيشتر مراسم فرش قرمز در جشنواره هاي مختلف حضور داشتيم و چندين جلسه مطبوعاتي مشترک هم داشته ايم.
آيا ميان شما رقابتي وجود ندارد؟
البته که نه. ما به هم احترام مي گذاريم و هيچ گونه حس رقابتي ميان ما وجود ندارد.
شما در کنفرانس هاي خبري به زبان انگليسي صحبت مي کنيد؟
البته که به انگليسي صحبت مي کنم مثل همين الان که من با شما به زبان انگليسي صحبت مي کنم.
مترجم: اميررضا نوري زاده
منبع: گاردين / 15 ژانويه
مستند درباره هنرمندان ناشنوا
تلاش يک دختر ناشنوا برای ورود به سينمای حرفه ای موضوع اصلی مستند جديد هادی آفريده است.

اين فيلم که هنوز نامی برای آن انتخاب نشده به زندگی لادن صحرايی دختر ناشنوا ی علاقه مند به سينما می پردازد.ما هايا پطروسيان بازيگر معروف سينما به عنوان يکی از کسانی که با لادن صحرايی همکاری داشته در اين فيلم به بررسی حضور زنان و دختر جوان در جامعه وسينما ايران می پردازد .
او درباره حضوراين دختر ناشنوا در پشت صحنه فيلم های حرفه ای سينمای ايران گفته گو ميکند . تصوير برداری اين فيلم به صورت دی وی کم در تهران و حومه انجام شده است کار تصوير برداری که حدود 6 ماه طول کشيده به عهده خود هادی آفريده و پيام عزيزی بوده است . قرار است اين فيلم 25 دقيقه ای برای شرکت در جشنواره های داخلی و خارجی و مراکز فرهنگی و هنری در کشور آماده واکران شود.مستند جديد آفريده بعد از » فرزندان باغچه بان « دومين مسنتد اين فیلمساز است که قصه اش به معلولان و ناشنوايان اختصاص دارد .مستند قبلی وی هم درباره دختران ناشنوا يی بو د که در يک مرکز آموزشی ناشنوايان حضور داشتند اين دختران تلاش می کنند به وسيله ی هنرهای هفت گانه ازجامعه خودشا ن به سوی ديگر افراد جامعه پل ارتباطی بزنند .اين فيلم تا به حال چندين جايزه از جشنواره های داخلی گرفته است.
آفريده درباره علاقه اش به ساخت مسنتد درباره افراد معلول و ناشنوا می گويد :
مهم ترين نکته ای که باعث شد کار با اين گونه افراد برايم جذاب باشد و تصميم بگيرم بعد از دو سال باز هم درباره اين افراد فيلم بسازم هنرمندی اين بچه هاست .آنها به شدت هنرمندند وجالب است اگر نقص عضو دارند در زمينه های ديگر از استعداهای بهتر و بيشتری برخوردارند.نکته جذاب درباره اين افراد اين است که حرفهايشان را با بهره گيری از زبان هنر بيان می کنند يعنی زبانشان زبان هنر است.
اين همان کاری است که هنرمندان تلاش می کنند آن را انجام دهند همين مسله باعث شد تا فيلمی در اين رابطه بسازم و ديگران را با اين موقعيت ويژه آشنا کنم .
آفريده با انتقاد ازعدم نمايش گسترده مستند های که به بررسی مسائل مختلف جامعه می پردازد می گويد :
خيلی خوب می شد که برای فيلم های کوتاه و مستند هم مثل فيلم های داستانی بلند تبليغ شود و سالن های سينماها زمان های خاصی رابه نمايش اين گونه فيلم ها اختصاص دهند.
اين مستند به تهيه کنندگی :هادی آفريده وگروه مستند سازان آتبين تا ماه آينده تهيه وتوليد می شود .
All Rights Reserved 2008-2012 © by srpdeaf.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:3.00 POWERED BY BLOGFA.COM